نویسنده: maratie

وب سایت: http://maratie.7gardoon.com

روزی خواهم آمد و پیامی خواهم آورد
روزی خواهم آمد..
روزی خواهم آمد

و پیامی خواهم آورد

در رگها «نور» خواهم ریخت

و صدا خواهم در داد

ای سبدهاتان پر خواب

سیب آوردم

سیب سرخ «خورشید»


خواهم آمد

«گل یاسی» به گدا خواهم داد

زن زیبای جذامی را 

گوشواری دگر خواهم بخشید

کور را خواهم گفت

چه تماشا دارد باغ!

دوره گردی خواهم شد

کوچه ها را خواهم گشت

جار خواهم زد

آی شبنم، شبنم، شبنم


رهگذاری خواهد گفت

راستی را شب تاریکی است

کهکشانی خواهم دادش

روی پل دخترکی بی پا

دب اکبر را بر گردن او خواهم آویخت


هر چه «دشنام» از لبها خواهم بر چید

هر چه «دیوار» از جا خواهم بر کند

رهزنان را خواهم گفت

کاروانی آمد بارش «لبخند»

ابر را پاره خواهم کرد


من گره خواهم زد چشمان را با «خورشید»

دلها را با «عشق»

سایه ها را با آب

شاخه ها را با باد



و به هم خواهم پیوست

خواب کودک را با زمزمه ی زنجره ها

بادبادکها به هوا خواهم برد

گلدانها آب خواهم داد



خواهم آمد پیش اسبان، گاوان

علف سبز نوازش خواهم ریخت

مادیانی تشنه

سطل شبنم را خواهم آورد



خر فرتوتی در راه

من مگسهایش را خواهم زد



خواهم آمد سر هر دیواری

«میخکی» خواهم کاشت

پای هر پنجره ای

«شعری» خواهم خواند


هر کلاغی را کاجی خواهم داد

مار را خواهم گفت

چه شکوهی دارد غوک


«آشتی» خواهم داد

«آشنا» خواهم کرد

راه خواهم رفت

«نور» خواهم خورد

«دوست» خواهم داشت

تاريخ ارسال: 1391/3/23

تعداد بازدید: 570

نظر بدهید...
نظر خود را در فرم زیر وارد کنید
نام:
ایمیل:
نظر:
متن داخل تصویر را وارد نمایید:
کد امنیتی
 |